تبليغاتX

$$$$$غریب آّشنا$$$$$
$$$$$غریب آّشنا$$$$$
حرفهای قشینگ قشینگ


هنوز پشت هر در بسته ای ترا جستجو میکنم با هر نگاه ساده ای ، تا انتهای چشمانت غرق میشوم دستانم از سردی نبودن تو میلرزد چون زمستان دل خسته ام ، پر از تاول ست در دلم باران میبارد ، زمینش یخ زده است دستانم میلرزد تنم سرذ است فکرم در تابوت خالی تن سرد خیابان به انزوا رفته است کاش میشد


دلم را در گوشه ی شیشه ای آسمان نگاهت ، دفن میکردم تا ترا در ترانه های پائیزی جستجو نکند در دلم رخت های کثیفی میشویند سینه ام طاقت آه هایم را ندارد کاش میتوانستم احساسم را در بی نهایت شب ، به خاک بسپارم یا نگاهم را از روزهای رفته ، پنهان کنم دلشوره ی خاطرات دور ، مرا به تباهی کشیده است


اگر مي توانستم مجازاتت کنم از تو مي خواستم به اندازه اي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي

میدونی چرا معرفت ها کم شده؟ چون همش در تو جمع شده

اگر با گريه دريايي بسازم،‌اگر با خنده رويايي بسازم اگر خنده شود در من فراموش،‌اگر گريه شود با من هم آغوش تو را هرگز نخواهم

گفتمش دل ميخري؟ گفت چند؟/گفتمش دل مال تو، تنها بخند/ خنده كردو دل ز دستانم ربود/ تا به خود باز آمدم او رفته بود/ دل زدستانش به خاك افتاده بود

تازه فهميدم تو دنيا هيچ قلبي واسه من نمي تپه. حتي قلب خودم... چون اونم واسه تو مي تپه!

با خيال تو بسربردن اگر هست گناه ، با خبر باش كه من غرق گناهم همه شب

از دست زمانه تير بايد بخوري دائم غم ناگزير بايد بخوري صد مرتبه گفتم عاشقي كار تو نيست بچه تو هنوز شير بايد بخوري
|+| به قلم مهدی صبوری پور در 87/03/31 و ساعت 22:42 |
تازه به این نتیجه رسیدم....
 

 

 

 

                                        

 

 

|+| به قلم مهدی صبوری پور در 87/03/28 و ساعت 17:33 |
رفته از یاد

اگر رفتم من از یادت فراموشت نخواهم کرد
اگر بردی تو مهرم از دلت یادت نخواهم کرد

اگر رفته ز دستم مال دنیایی که دل بستم
پشیمانی ندارم چون خدا بگرفته از دستم

من از بگذشته ار نالم ز بی مهری یاران است
که از نا مهربانی ها یشان اشکم چو باران است

اگر بردند از یادم خداوندا تو یادم باش
ز بی دادان و بی مهران تو مهرم باش و دادم باش

|+| به قلم مهدی صبوری پور در 87/03/26 و ساعت 13:19 |
عشقولانه
دوری عشقهای کوچک را از بین می برد              

ولی به عشقهای بزرگ عظمت می بخشد

مثل باد که کبریت را خاموش می کنه

ولی شعله های اتش را بزرگتر می کنه

|+| به قلم مهدی صبوری پور در 87/03/14 و ساعت 13:14 |
خاطره
                    یکی داشت و یکی نداشت

اونی که داشت تو بودی و اونی که تو را نداشت من

                   یکی خواست و یکی نخواست
           

اونی خواست تو بودی و اونی بی تو بودن رو نخواست من

                           یکی آورد و یکی نیاورد

اونی که آورد تو بودی اونی که به جز تو به هیچکس ایمان نیاورد من

                           

                             یکی موند ویکی نموند

 

اونی که موند تو بودی اونی که بدون تو نمی تونست بمونه من

 

                              یکی رفت و یکی نرفت

 

اونی که رفت تو بودی و اونی که به خاطر تو تو قلب هیچکس نرفت من 

|+| به قلم مهدی صبوری پور در 87/02/29 و ساعت 22:23 |
وصیت دوستانه
گلم از خود رهیدن را بیاموز      به سر منزل رسیدن را بیاموز

مجال تنگ و راهی دور در پیش     به پاهایت دویدن را بیاموز

             زمین بی عشق خاکی سرد و مرده است
               
                به قلبت خوب تپیدن  را بیاموز 

             جهان جولانگهی همواره زیبلست

              به چشمت خوب دیدن را  بیاموز     

|+| به قلم مهدی صبوری پور در 87/02/28 و ساعت 19:0 |
بدون شرح
پیام عاشغانه یه ترکه به همسرش(در قلب منی هرگز)

|+| به قلم مهدی صبوری پور در 87/02/27 و ساعت 0:55 |
رسم روزگار
وقتی که دنیا ناسازگاره       شکایت دل از روزگار
کسی تو دنیا خبر نداره       این دل تنها در انتظاره
خدا میدونه به انتظار ت       تموم عمرم تنها سحر شد
خدا رسونده به قلب تنهام   قلب تو با من یه همسفر شد
دل زارم با تو گلخونه شده   راستی راستی بدجور دیونه شده
گل گلخونم بشو همخونم بری می دونم میمیرم میمیرم میمیرم
|+| به قلم مهدی صبوری پور در 87/02/26 و ساعت 14:14 |
نامه یک عاشق

به تو نامه می نویسم            ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو     گم شد و به قصه پیوست
در گریز نا گریزم                     گریه شد معنای لبخند
ما گذشتیم و شکستیم         پشت سر پل های پیوند
در عبور از مسلخ تن              عشق ما از ما فنا بود
باید از هم می گذشتیم         برتر از ما عشق ما بود

 

    



 

|+| به قلم مهدی صبوری پور در 87/02/26 و ساعت 12:51 |
سلام تبلیغاتی

سلام/سلامی به گرمی مهیا گاز و با کیفییت سینجر گاز وبه نوع اوری نیک کالا با ضمانت ۵ ساله زیرا این نام نیک است که می ماند/امید وارم که سلام گرم مرا پذیرا باشید وآن را با چسب ۵ دقیقه ای جلاسنج بر دل بچسبانید/امشب با تمام غمها در کنار تلویریون پارس نشسته ایم و با خودکار بیک می نویسم زیرا این بیک است که مثل بیک می نویسد /هنگامی که از من جدا میشوی و نگاه سردت را از من می گیری فقط ضد یخ بهرام بود که پیکر یخ زده ام را آب میکرد/بیا تا سفره عشق را با پیکان جدید که افتخار ملی است آغاز کنیم/آرزو دارم که دوباره چهره ات را همچون میمونک چی توز ببینم  

|+| به قلم مهدی صبوری پور در 87/02/14 و ساعت 1:31 |
قلب شکسته من
|+| به قلم مهدی صبوری پور در 87/02/13 و ساعت 3:26 |

Free Template Blog